مناذر

لغت نامه دهخدا

مناذر. [ م َ دِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ مُنذِر، به معنی ترساننده. ( آنندراج ). رجوع به منذر شود.
مناذر. [ م ُ ذِ ] ( ع اِ ) شیر بیشه. ( ناظم الاطباء ).
مناذر. [ م َ ذِ ] ( اِخ ) دوشهر است در نواحی اهواز مناذر کبری، مناذر صغری. ( منتهی الارب ). نام دو شهر در اهواز. ( ناظم الاطباء ). نام دو شهر بوده در اهواز یکی را کبری و یکی را صغری می نامیده اند و اهواز چند شهر داشته بدین نامها: سوق الاهواز و رامهرمز و ایدج و جندشاپور و سوس و نهرتبری وبرق و مناذر گفته اند و اهواز جمع آن شهرهاست و یکی را اهواز نگویند... ( انجمن آرا ). یکی از نه شهر اهواز است و آن دو باشد: مناذر کبری و مناذر صغری. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). رجوع به معجم البلدان شود.

فرهنگ فارسی

شیر بیشه.

جمله سازی با مناذر

💡 امیرکا در سال ۳۵۸/۹۶۹ مهدی را گرفت ولی پس از چند ماه با فشار مناذر و سایر دیلمیان او را آزاد کرد.

💡 او با پذیرفتن دعوت مناذر، بغداد را که در آن تحصیل کرده بود، مخفیانه ترک کرد.

طویله یعنی چه؟
طویله یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز