مفتکی

لغت نامه دهخدا

مفتکی. [ م ُ ت َ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) مجانی و مفت و مسلم. به دست آوردن چیزی بدون پرداخت بها. ( فرهنگ لغات عامیانه جمالزاده ). به مفت. مجاناً. به رایگان. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ معین

(مُ تَ ) (ق. ) (عا. ) به طور مفت، به رایگان.

ویکی واژه

(عا.)
به طور مفت، به رایگان.

جمله سازی با مفتکی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جواد در سال دهم آرزوی رفتن به برنامه عصر جدید را داشت تا ۵۰۰ میلیون پول بی زبان رو همینجوری مفتکی به جیب بزند که خب البته در تحقق این آرزو ناکام ماند. اما او امیدش را از دست نداد و به کارت بازی و شعبده بازی ادامه داد تا آنجا که در یک اقدام درخشان و تاریخی پاستور های دوست بدبختش مهجوری را دو دستی به معلم تاریخ آقای بهرامی تقدیم کرد. پس از آن او مجبور شد پاستور های دلار که والده اش از کیش آورده بود را به دوستش بدهد. اما وی نا امید نشده و همچنان پرقدرت به کار خود ادامه داد.

مقارحه یعنی چه؟
مقارحه یعنی چه؟
روح یعنی چه؟
روح یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز