مفت خوری
مترادفها
مفتخوری
متضادها
کارگری، تلاش
لغت نامه دهخدا
مفتخوری. [ م ُ خوَرْ / خُرْ ] ( حامص مرکب ) کار آدم مفتخور. طفیلی بودن و بند و بلای این و آن شدن. ( فرهنگ لغات عامیانه جمالزاده ). مفتخواری.
فرهنگ فارسی
عمل مفت خوار
عمل مفت خوار
کار آدم مفتخور طفیلی بودن و بند و بلای این و آن شدن.
جمله سازی با مفت خوری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گفت مفتی ضرورت هم توی بیضرورت گر خوری مجرم شوی