لغت نامه دهخدا
مغیار. [ م ِغ ْ ] ( ع ص ) بسیارغیرت. ( دهار ). مرد سخت رشک برنده. ج، مغاییر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ): رجل مغیار؛ مرد بسیار غیور و نیک بارشک و غیرتمند. ( ناظم الاطباء ).
مغیار. [ م ِغ ْ ] ( ع ص ) بسیارغیرت. ( دهار ). مرد سخت رشک برنده. ج، مغاییر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ): رجل مغیار؛ مرد بسیار غیور و نیک بارشک و غیرتمند. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تحت تأثیر رمانتیسیسم آلمانی، اندیشه سیاسی فرانسوی و پان اسلاویسم، ناسیونالیسم رومانتیک کروات در اواسط قرن نوزدهم ظهور کرد تا با آلمانی شدن و مغیاری شدن کرواسی مقابله کند.