مغزر

لغت نامه دهخدا

مغزر. [ م ُ زَ ] ( ع ص ) قوم مغزر؛ صاحب شتران بسیار شیر و بسیار شتران. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). گروه صاحب شتران بسیار شیر و گروه خداوند شتران بسیار. ( ناظم الاطباء ). قوم معزز لهم؛ گروهی که شیر و شترانشان بسیار شده باشد. ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با مغزر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 او در سل ۱۳۱۰ به درخواست ادارهٔ آموزش و پرورش شهر بین‌النهرین و با انتخاب سالار مغزر به آنجا رفت و در دبستان اخوت ایران مشغول تعلیم موسیقی شد.