مشکویه

لغت نامه دهخدا

مشکویه. [ م ُ کو ی َ / ی ِ ] ( اِ ) بمعنی مشکوی است که بتخانه و حرمسرای سلاطین باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). همان مشکو است. ( فرهنگ رشیدی ). || ( اِخ ) نام نوایی از موسیقی. ( برهان ) ( آنندراج ). نام نوایی از سی لحن باربد. ( فرهنگ رشیدی ):
چو بر مشکویه کردی مشک مالی
همه مشکو شدی پر مشک حالی.نظامی.رجوع به مشک و مشکو و مشکوی و مشکمالی شود.
مشکویه. [ م ُکو ی َ ] ( اِخ ) از دیه های قم است:... همچنین مشکویه و چند دیههای دیگر. ( تاریخ قم ص 58 ). و علی بن حمدان و... از اهل مشکویه... ( تاریخ قم ص 123 ).

فرهنگ عمید

از الحان سی گانۀ باربد: چو بر مشکویه کردی مشک مالی / همه مشکو شدی پُرمشک حالی (نظامی۱۴: ۱۸۰ ).

جمله سازی با مشکویه

💡 در زبان پارسی میانه یا پهلوی، از منطق با نام چم گواکیه (čim gowakih) یاد میشد. از ایران باستان سه گفتار در منطق ارسطو از پاول پارسی برجای مانده‌اند که سرراست از بُن پهلوی‌شان به ما نرسیده‌اند. دوتای آن‌ها به سریانی و آن دیگری نیز به عربی (در ترتیب‌السعادات مشکویه رازی) برجای مانده‌اند.

ادعیه یعنی چه؟
ادعیه یعنی چه؟
اتش و حرکت یعنی چه؟
اتش و حرکت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز