مروده
لغت نامه دهخدا
( مرودة ) مرودة. [ م ُ دَ ] ( ع مص ) ستنبه و سرکش گردیدن. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). ستنبه شدن. ( دهار ). || از همه هم پیشگان سبقت بردن. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || خوی گرفتن به چیزی و همیشگی ورزیدن. ( از منتهی الارب ). عادت کردن. || مدت زمانی امرد ماندن آنگاه موی صورت برآمدن. ( از اقرب الموارد ). بی ریشی. ( دهار ). ریش برآوردن کودک بعد سادگی زنخ. ( آنندراج ). || ادامه دادن به خوردن «مرید» که خرمای خیسانده در شیر است. ( از اقرب الموارد ). مرود. مرد. و رجوع به مرود و مرد شود.
جمله سازی با مروده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 والته (نام مشترک؛ هلندی برای وال کوچک) یک رودخانه سد بندی شده در غرب هلند در جنوب شرقی روتردام است. از لحاظ تاریخی، قسمت غربی رودخانه وال بوده، از این رو نام رسمی آن همچنان وال است، اگر چه بخشهای میانی آن، بندن مرود، بون مروده و بخش نورد، مدت هاست نامهای خود را تغییر دادهاند.
💡 وال (تلفظ نام هلندی وال، pronounced [ʋa:l]) شعبه اصلی تقسیمکننده رودخانه راین است که تقریباً ۸۰ کیلومتر (۵۰ مایل) آن در هلند جریان دارد. این رودخانه آبراه بزرگی است که بندر روتردام را به آلمان متصل میکند. قبل از رسیدن به روتردام، به آفگندامده ماس در نزدیکی وندریچم میپیوندد تا بون مروده را تشکیل دهند. در طول آن، نیمیخن، تیل، زالتبومل و خورینخم شهرهای مهمی هستند که دسترسی مستقیم به رودخانه دارند.