مدغل
لغت نامه دهخدا
مدغل. [ م ُ غ ِ ] ( ع ص ) مکان ٌمدغل؛ جای درخت ناک. ( منتهی الارب ). جای کثیرالشجر. ( از متن اللغة ). دَغِل. ذودغل. جای پرگیاه و مشتبک النبت. ( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ). || مکان مدغل؛ جای پنهان و مخوف. ( از منتهی الارب ). مکان داغل و دَغِل و مدغل؛ خفی او ذودغل. ( از متن اللغة ). || خیانت کننده. فریبنده. ( ناظم الاطباء ). || سخن چینی نماینده. ( آنندراج ): ادغله؛ وشی به. ( از متن اللغة ). || زیان رساننده. ( ناظم الاطباء ). که در کاری خلاف آرد و فساد کند. ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ). تاراج کننده. ( ناظم الاطباء ).
مدغل. [ م َ غ َ ] ( ع اِ ) واحد مداغل. ( از اقرب الموارد ). رجوع به مَداغِل شود.
جمله سازی با مدغل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ناحیهٔ مدغل الجدعان (به عربی: مدیریة مدغل الجدعان) یک ناحیه در یمن است که در استان مأرب واقع شدهاست.
💡 ناحیهٔ مدغل الجدعان ۱۰٬۶۵۴ نفر جمعیت دارد.