لغت نامه دهخدا
محار. [ م َ ] ( ع مص ) حور. محارة. حَور. بازگشتن. ( منتهی الارب ). باز گشتن از چیزی و به چیزی. ( از لسان العرب ). || کاستن و کم گردیدن. ( منتهی الارب ).
محار. [ م َح ْ حا ] ( اِخ ) عمربن مسعود. رجوع به عمربن مسعود و الاعلام زرکلی شود.
محار. [ م َ ] ( ع مص ) حور. محارة. حَور. بازگشتن. ( منتهی الارب ). باز گشتن از چیزی و به چیزی. ( از لسان العرب ). || کاستن و کم گردیدن. ( منتهی الارب ).
محار. [ م َح ْ حا ] ( اِخ ) عمربن مسعود. رجوع به عمربن مسعود و الاعلام زرکلی شود.
( اسم ) نوعی صدف کوچک نازک که غالبا مروارید از آن بیرون آید.
عمر بن مسعود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برای تغییر ماهیت شکنندگی مواد سرامیکی نمیتوان کار زیادی انجام داد، اما میتوان انرژی مورد نیاز برای وقوع شکست را افزایش داد (یعنی سفتی ماده را افزایش داد). در شیشه تمپر شده از خنک سازی سریع برای القای تنشهای پسماند تراکمی بر روی سطح استفاده میشود. سطوح پس از خنک شدن، منقبض و سخت میشوند. زمانیکه مغز ماده شروع به خنک شدن کرده و سعی میکند منقبض شود، سطوح را مورد فشار قرار میدهد. از آنجا که شکست از سطح شروع میشود، تنشهای وارد شده ابتدا باید فشرده سازی پسمانده را لغو کنند تا بتوانند کششی شوند. شیشه تمپرشده چهار تا پنج برابر از شیشه بازپخت شده استحکام بیشتری دارد. در سِرمِتها ذرات سرامیک شکننده با زمینهای پیوسته از فلز مقاوم در برابر شکست، محاصره میشود. کامپوزیتهای سرامیک-سرامیک از رابطهای ضعیفی استفاده میکنند که با جدا شدن یا لایه لایه شدن، ترک را محار یا منحرف کرده و به باقی ساختار اجازه میدهند تا بار را تحمل کند.