لغت نامه دهخدا
متنافی. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) با همدیگر منافی گردیده و یکدیگر را نفی کرده. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ). و رجوع به تنافی شود.
متنافی. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) با همدیگر منافی گردیده و یکدیگر را نفی کرده. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ). و رجوع به تنافی شود.
یکدیگر را نفی کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دومین قاعده این است که یکی از دو مقدمه قیاس باید موجبه باشد، زیرا اگر هر دو مقدمه سالبه باشند، حد وسط در صغری با اصغر و در کبری با اکبر متنافی است و در این صورت مشخص نمیشود که از تنافی یک شیء واحد (حدوسط) با دو شی (اصغر و اکبر)، تنافی آن دو شیء را نتیجه بگیریم تا نتیجه سالبه شود یا تلاقی آن دو شیء را نتیجه بگیریم تا نتیجه موجبه شود.