مائق

لغت نامه دهخدا

مائق. [ ءِ ] ( ع ص ) رجوع به مایق شود.

جمله سازی با مائق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 روايت مفصل بوده عصاره آن گفته شد و در بعضى روايات دارد كه از رفاقت صاحب شراجتناب نما (430) و در روايتى از مصاحبت مائق (بى مبالات ) نهى شده، زيراعمل خود را نزد ديگرى زينت داده و دوست دارد كه ديگران هممثل او باشند. (431)