لغت نامه دهخدا
لیخاس. ( اِخ ) نام سردار اسپارتی به عهد داریوش دوم هخامنشی. رجوع به ایران باستان ج 2 ص 973، 974 و 975 شود.
لیخاس. ( اِخ ) نام سردار اسپارتی به عهد داریوش دوم هخامنشی. رجوع به ایران باستان ج 2 ص 973، 974 و 975 شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گروه همسرایان از دیانیرا میخواهند تا به آینده امیدوار باشد اما دیانیرا به آنان میگوید که هرکول وصیتنامهای را از خود برجای گذاشتهاست و چنین مینماید که بر سرنوشت خود آگاهی داشتهاست. ناگهان پیکی سر میرسد و خبر از زنده بودن و بازآمدن هرکول میدهد. دیانیرا نخست به سخنان او شک میکند اما سپس با گروه همسرایان شروع به شادی مینماید. لیخاس، جارچی هرکول از راه میرسد و میگوید که هرکول در راه است و اینک برای تقدیم قربانی به درگاه زئوس به خاطر فتح اوخالیا به معبد رفتهاست. سپس اینگونه ادامه میدهد که اوروتوس، پادشاه اوخالیا هرکول را خشمگین مینماید و او نیز پسر اوروتوس را میکشد. پس به تلافی هرکول را به بردگی گرفته و به اومفاله میفروشند. هرکول خشمگین شده و با سپاهی برای نابودی اوخالیا به آنجا یورش میبرد. اوروتوس را میکشد و گروهی از زنان زندهماندهٔ اوخالیا از جمله یولا، دختر اوروتوس را به بردگی با خود میآورد.