لت و پار شدن
مترادفها
تکهتکه شدن، پارهپاره شدن، از هم پاشیدن
متضادها
یکدست شدن، جمع شدن
لغت نامه دهخدا
لت و پار شدن. [ ل َ ت ُ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) متفرق و پراکنده شدن. جزٔجزء و پاره پاره شدن. پاره پاره و لخت لخت شدن. پریشان شدن.
- لت و پار شدن گروهی؛ هر یک در گوشه ای از خانه بی بستری و بی نظمی خفتن از طول بیداری یا ماندگی بسیار. پراکنده خفتن. || جدا و دور از یکدیگر نشسته بودن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱- پاره پاره شدن لخت لخت شدن. ۲- پراکنده شدن متفرق گشتن. یالت و پارشده عده ای ( گروهی ). هر یک از افراد آن در گوشه ای از خانه بدون نظم و ترتیب خفتن بسبب خستگی مفرط یا طول بیداری.
جمله سازی با لت و پار شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 عون خدا و سعی تو امسال و پار کرد بی عون و سعی لشکر بتخانه ها خراب
💡 پیرار و پار عفو تو گسترده شد بر او امسال کارهاش چو پیرار و پار نیست
💡 ما را برای عین مصوّر نمی شود این لعبها که رای تو پیرار دید و پار
💡 درخورد خلعت است که امسال شعر او زان شعر بهترستکه پیرارگفت و پار
💡 نوروز را بگفت که در خاندان ملک از فر و زینت تو که پیرار بود و پار