لغت نامه دهخدا
قولانلو. [ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان تکمران بخش شیروان شهرستان قوچان، سکنه آن 99 تن. آب آن از چشمه. محصول آن غلات، بنشن و میوه جات. شغل اهالی آنجا زراعت است.راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
قولانلو. [ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان تکمران بخش شیروان شهرستان قوچان، سکنه آن 99 تن. آب آن از چشمه. محصول آن غلات، بنشن و میوه جات. شغل اهالی آنجا زراعت است.راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سرپرست : دکتر محمدرضا حیدری قولانلو