قزمه

لغت نامه دهخدا

( قزمة ) قزمة. [ ق َ زَ م َ ] ( ع ص ) مؤنث قزم. کوتاه بالا. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). گویند: رجل قزمة و امراءة قزمة؛ ای قصیر و قصیرة. ( اقرب الموارد ). || خرداندام ناکس بی خیر. ( منتهی الارب ).
قزمة. [ ق َ زِ م َ ] ( ع ص ) قَزَمة. ( اقرب الموارد ). رجوع به قَزَمة شود.
قزمة. [ ق ُ زُ م َ ] ( ع ص ) قَزَمة. ( اقرب الموارد ). رجوع به قَزَمة شود.
قزمة. [ ق َ م َ ]( ع ص ) مؤنث قزم. گویند: هی قزمة؛ یعنی زن فرومایه.( از اقرب الموارد ). رجوع به قَزَمة و قُزُمة شود.

جمله سازی با قزمه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 غار قزمه (به لاتین: Gazma Cave) یک محوطه باستانی در جمهوری آذربایجان است که در شهرستان کنگرلی واقع شده‌است.

شکوه کردن یعنی چه؟
شکوه کردن یعنی چه؟
مهر امیز یعنی چه؟
مهر امیز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز