لغت نامه دهخدا
قزلباشیه. [ ق ِ زِ شی ی َ ] ( اِخ ) منسوب به قزلباش. قزلباشیان: داروغه مهنه که از اشرار قزلباشیه بود... ( رجال حبیب السیر ص 202 ). رجوع به قزلباش شود.
قزلباشیه. [ ق ِ زِ شی ی َ ] ( اِخ ) منسوب به قزلباش. قزلباشیان: داروغه مهنه که از اشرار قزلباشیه بود... ( رجال حبیب السیر ص 202 ). رجوع به قزلباش شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ایراکلی به سال ۱۷۹۸ میلادی درگذشت و در گرجستان جنگی داخلی درگرفت. یکی از مدعیان، گئورگی، خود را تابع روسیه اعلام کرد. فتحعلیشاه به او نامه زد و از او خواست که اطاعت خود از ایران را اعلام کند: «بیرق رفیع ما به سرزمینهای شما خواهد رسید همانطور که در زمان آقامحمدخان اتفاق افتاد. شما سخت در معرض هلاک هستید و گرجستان باید بار دیگر از میان برود و مردم گرجستان در مقابل خشم ما تسلیم شوند.» گئورگی اگرچه به روسیه نامه زد و درخواست کمک کرد، اما به فتحعلیشاه پاسخ داد «میدانیم که تفلیس از اجزای ایران و متعلق به سلاطین کشورستان قزلباشیه است و من خود را از چاکران و متعلقان دولت قویشوکت عَلِیه شاه ایران میشمارم.» در عین حال، پاول اول در اواخر ۱۸۰۰ م. فرمانی صادر و گرجستان را یکی از ولایات روسیه اعلام کرد. او به ایران هشدار داد که از گرجستان صرف نظر کند، اسیران حملهٔ ۱۷۹۵ م. را آزاد کند و غرامت جنگی پرداخت کند. این بخشی از سیاستهای روسیه جهت رسیدن به هندوستان بود. اما پاول در مارس ۱۸۰۱ ترور شد.