لغت نامه دهخدا
قدود. [ ق ُ ] ( ع اِ ) ج ِ قد، به معنی پوست بزغاله. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). رجوع به قد شود. || مسکن یا کوه. ( مزامیر 2:6 ). || هیکل.( مزامیر 5:7 ). || موضع. ( مزامیر 24:3 ).
قدود. [ ق ُ ] ( ع اِ ) ج ِ قد، به معنی پوست بزغاله. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). رجوع به قد شود. || مسکن یا کوه. ( مزامیر 2:6 ). || هیکل.( مزامیر 5:7 ). || موضع. ( مزامیر 24:3 ).
= قَد
( اسم ) جمع قد پوستهای بزغالگان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 موسیقی سوریه به آیینها و شیوههای موسیقی در سوریه امروزی (در مقابل سوریه بزرگ) اشاره دارد. سوریه مدتها است که یکی از مراکز نوآوری موسیقی جهان عرب در زمینه موسیقی سنتی عرب است که از جمله موسیقیدانهای آن قدود حلببیه است.