لغت نامه دهخدا
فضل داشتن. [ ف َ ت َ ] ( مص مرکب ) برتری داشتن. ترجیح داشتن. بهتر بودن:
حکمت و علم بر محال و دروغ
فضل دارد چو بر حنوط بخور.ناصرخسرو.آدمی فضل بر دگر حیوان
بجوانمردی و ادب دارد.سعدی.
فضل داشتن. [ ف َ ت َ ] ( مص مرکب ) برتری داشتن. ترجیح داشتن. بهتر بودن:
حکمت و علم بر محال و دروغ
فضل دارد چو بر حنوط بخور.ناصرخسرو.آدمی فضل بر دگر حیوان
بجوانمردی و ادب دارد.سعدی.
برتری داشتن ترجیح داشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای علی(ع) ای معدن جود و جلال و فضل و علم جز تو کس را کی رسد تیغ دو پیکر داشتن
💡 در هر حال داشتن ايمان قوى بخداى ذوالجلال و روز معاده آدمى را وادار مى كند از هوى وهوسهاى دنيا فاصله بگيرد و با ديدن فضل و كرامت الهى در وجود ديگران دچاربيماريهاى روانى نشود كه هميشه علاقمند خواهد بود متنعّمين پيشگاه الهى را مورد استهزاءو توهين وجسارت قرار دهد تا از محبوبيت او، در ميان مردم كاسته شود وبه سمت وىميل كند ولى اين علم ضمن اينكه يك حركت شرك آميز است و خشم خدا را فراهم مى كند ازديوانگى و بى ايمان او، حكايت مى كند براى اينكه استقرار نعمت هاى الهى در اختياربشر، به مشيت و اراده حق تعالى وابسته است وقتى كه از آن رحمت بى پايان عنايتى،به يك موجود ضعيف وناتوان بشود او را درزمين و آسمان محبوب و عزيز مى كند مخالفت ودشمنى با اين گونه افراد به دشمنى باخدا باز مى گردد چون نعمت را خدا به او دادهاست اما اگر در مقام غبطه واقع شود و خود را فقير و نيازمند رحمت الهى بپذيرد و از وجودمتنعمين نهايت استفاده را عملى سازد خواهد توانست از آن فيض عظمى خداوندى برخوردارشود.