سنگ پرستوک

لغت نامه دهخدا

سنگ پرستوک. [ س َ گ ِ پ َ رَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) حجرالخطاطیف. گویند بچه اول او را چون بگیرند و شکم چاک کنند دو پاره ٔسنگ برآید، یکی یکرنگ و دیگری الوان هر یک را در پوست گوساله پیچند بیش از آنکه گرد و خاک بوی رسد بر بازو و یا بر گردن کسی که صرع داشته باشد بندند نافع باشد. ( برهان ). حجرالخطاطیف. ( فهرست مخزن الادویه ).

جمله سازی با سنگ پرستوک

💡 در مقابل قلعه پرستوک قرار داشته و کوچک‌تر از قلعه پرستوک است. پلان دارای شکل مدور با یک دروازه است. در فاصلهٔ ۱۰ متری بیرون دیوار چاهی قرار داشته که آب قلعه را تأمین می‌کرد. به‌دلیل وضعیت منطقه این احتمال وجود دارد که سنگ‌های این بنا از فاصلهٔ ۱۵ کیلومتری با دست به دست کردن توسط سربازان و کارگران بر پای‌کار رسیده است.