زهردار

لغت نامه دهخدا

زهردار. [ زَ ] ( نف مرکب ) صاحب زهر. جانور یا گیاهی که سم دارد. سامه. سوام: مار زهردار. مقابل بی زهر. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). حیوان زهردار؛ جانوری که دارای زهر باشد. ( ناظم الاطباء ):
کشت خال لب توام آری
مگس شهد زهردار بود.میرخسرو ( از آنندراج ). || آلوده به زهر و محتوی از زهر: خنجر زهردار؛ خنجر آلوده به زهر. ( ناظم الاطباء ):
برآویخته ناچخی زهردار
بوقت زدن تلخ چون زهرمار.نظامی.رجوع به زهر شود.

فرهنگ فارسی

صاحب زهر جانور یا گیاهی که سم دارد

دانشنامه عمومی

زهردار (فیلم). زهردار ( به هندی: Zahreelay ) یا سمی فیلمی محصول سال ۱۹۹۰ و به کارگردانی جویلین کول است. در این فیلم بازیگرانی همچون جیتندرا، سانجی دات، چانکی پاندی، جوهی چاولا، شارات ساکسنا، کیران کومار ایفای نقش کرده اند.

جمله سازی با زهردار

💡 کنج دهان چو باشد از گنج ذکر خالی ای زهردار غفلت ماری شمر زبان را

💡 گویند کز تبی ملک الشرق درگذشت ای قهر زهردار الهی چنین کنی

💡 مانند اژدهای دمانست زهردار یا نی بگاه حمله نهنگیست جان ستان

💡 بر دل کشور نشیند چون خدنگ زهردار آه‌هایی کز ته دل‌، بهر کشور می‌کشی

💡 ماریست زهردار جهان زو ببر که هست هم دیدنش مضرت و هم صحبتش زیان

💡 ز افسون تو دریا شعله زار است هوا آتش گذار و زهردار است

رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
مدیون یعنی چه؟
مدیون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز