لغت نامه دهخدا
ری کردن. [ رَ / رِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول عوام، بجای ریع کردن یعنی گوالیدن و افزون شدن بکار رود: این آرد هر منی نیم من ری می کند. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به ریع و ریع کردن شود.
ری کردن. [ رَ / رِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول عوام، بجای ریع کردن یعنی گوالیدن و افزون شدن بکار رود: این آرد هر منی نیم من ری می کند. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به ریع و ریع کردن شود.
در تداول عوام بجای ریع کردن یعنی گوالیدن و افزون شدن بکار رود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عاقبت راز مرا سینه به صحرا انداخت خاک را حوصله دانه نهان کردن نیست
💡 رئیسدانا منتقد معروف و جدی سیاستهای تعدیل اقتصادی در دوران سازندگی و خصوصیسازی در ایران بود. رئیسدانا معتقد بود سیستم ایران نولیبرالیسم است و با فساد در ایران پیوند خوردهاست. به عبارتی، نولیبرالیسم «به جان جامعه ایران افتاده» و در حال نابود کردن آن است. همچنین همه روندهای اجتماعی – انسانی در جامعه ایران را کالاییشده میدید. همچنین او معتقد بود جامعه ایران به فضای باز سیاسی و اجتماعی نیاز دارد.