لغت نامه دهخدا
رضاداشتن. [ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) رضامندی داشتن. میل داشتن. راضی بودن. مایل بودن. ( یادداشت مؤلف ).
رضاداشتن. [ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) رضامندی داشتن. میل داشتن. راضی بودن. مایل بودن. ( یادداشت مؤلف ).
رضامندی داشتن میل داشتن راضی بودن مایل بودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بعضى از شرك ها به گونه اى است كه به سر حد كفر نمى رسد در عينحال اطاق شرك به آن مى شود چنانچه از امام هشتم شيعيان حضرت امام رضا (عليه السلام) نقل شده كه فرمود: شرك يبلغ به الكفر (86) (شركى كه به كفرنمى رسد) به اين ترتيب آهى ءشريفه مبين اين معنى است كه زكات در اسلام از جملهدستوراتى است كه مى تواند شاخص شرك و ايمان باشد. يعنى دادن زكات محور ايمان ودين باورى است و ندادن زكات نشانه از دين برگشتن و شرك است. از طرفى پرداختنزكات در اسلام نشانه قبول داشتن حكومت اسلامى و ندادن آن علامت مخالفت با حكومتاسلامى است كه سر از طغيان و قيام بر ضد حكومت در آوردن و مرتكبين اينعمل مجرم و از دين برگشته (مرتد) محسوب مى گردند.