خوش فهمی
مترادفها
هوش، ذکاوت، درک، تیزهوشی
متضادها
کجفهمی، کندذهنی
لغت نامه دهخدا
خوش فهمی. [ خوَش ْ / خُش ْ ف َ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی خوش فهم و نیکواندیشه. نیکوفهمی.
فرهنگ فارسی
حالت و چگونگی خوش فهم و نیکو اندیشه نیکو فهمی.
جمله سازی با خوش فهمی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نیک فهمی داری و خوش گفت تو وین دُر اسرار کردی سفت تو
💡 معلم با توجه به خوش فهمی بالای دانشآموزان در کلاس، توانست مباحث پیچیده ریاضی را در زمان بسیار کوتاهی برای همه آنها توضیح دهد.
💡 در محیطهای کاری حرفهای، خوش فهمی و توانایی درک سریع دستورالعملها، یکی از مهمترین ویژگیهایی است که کارفرمایان برای استخدام نیرو جستجو میکنند.
💡 برخورداری از خوش فهمی و هوش اجتماعی بالا به افراد کمک میکند تا در روابط بینفردی خود دچار سوءتفاهمهای ناخواسته و مشکلات جدی نشوند.