خطی گذار

لغت نامه دهخدا

خطی گذار. [ خ َطْ طی گ ُ ] ( نف مرکب ) نیزه گذار. نیزه زن. ( یادداشت بخط مؤلف ). رجوع به خطی در معنای نیزه شود.

فرهنگ فارسی

نیزه گذار نیزه زن

جمله سازی با خطی گذار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شد صفایی ام دور از آن نگار، تن ز بس ضعیف دل ز بس فگار ننگری نزار جز خطی غبار، گر کنی گذار، از کنار من

💡 آقای محسن داداش پور باکر پژوهشگر اسناد خطی می نویسد: (( روستای دیوا بندپی غربی از دهات قدیمی و تاثیر گذار است. آبادی دیوا به "ملکشاه" و "عمران" شناخته میشود.

پوشینه یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
فرای یعنی چه؟
فرای یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز