واژه «خردمند خوی» در زبان فارسی ترکیبی وصفی است که به فردی با سرشت و منش خردورزانه و اندیشمندانه اشاره دارد. در این ترکیب، «خردمند» به معنای کسی است که از عقل، دانایی و قدرت تحلیل صحیح برخوردار است. واژه «خوی» در زبان فارسی به معنای سرشت، طبع و ویژگیهای درونی و پایدار شخصیت انسان به کار میرود. بنابراین «خردمند خوی» به فردی اطلاق میشود که خرد و عقلانیت نه صرفاً به صورت رفتاری، بلکه به عنوان بخشی از سرشت او نهادینه شده است. این اصطلاح نشاندهنده پیوند میان اندیشه عقلانی و ویژگیهای پایدار شخصیتی در یک انسان است. از دیدگاه معنایی، چنین فردی در تصمیمگیریها به جای هیجان و شتابزدگی، بر تحلیل منطقی و سنجشگری تکیه دارد. در متون ادبی و اخلاقی، «خردمند خوی» اغلب به عنوان الگویی از انسان متعادل و آگاه معرفی میشود. این واژه همچنین بر هماهنگی میان عقل نظری و رفتار عملی در زندگی فردی و اجتماعی تأکید دارد. کاربرد آن بیانگر نوعی کمال انسانی است که در آن خرد نه یک حالت گذرا، بلکه یک ویژگی درونی و پایدار محسوب میشود. در نتیجه، «خردمند خوی» مفهومی است که انسان را به عنوان موجودی عقلمحور، متعادل و برخوردار از بینش عمیق نسبت به زندگی توصیف میکند.
خردمند خوی
لغت نامه دهخدا
خردمندخوی. [ خ ِ رَم َ ] ( ص مرکب ) عاقل. صاحب عقل. صاحب هوش:
که شاهدخدیوا جهان داورا
خردمندخویا خردیاورا.نظامی.
فرهنگ فارسی
عاقل صاحب عق