خاک کندن

مترادف‌ها

حفاری، حفر کردن

متضادها

خاک ریختن، پر کردن

لغت نامه دهخدا

خاک کندن.[ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کندن خاک. حفر آن:
زآن سبب کاندر شدن واماند دیر
خاک را می کند و میغرید شیر.مولوی.

فرهنگ فارسی

کندن خاک حفر آن

جمله سازی با خاک کندن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بیشتر مردمان تبت و مغولستان از آیین بوداگرایی وجره‌یانه پیروی می‌کنند و به باززایی باور دارند؛ به همین دلیل است که دلیلی بر نگهداری از اجساد مردگان نمی‌بینند. به کارگیری این روش برای از بین بردن هرچه بیشتر این اجساد است. در بیشتر مناطق تبت و چینگهای زمین‌ها سنگی هستند و کندن گودال برای قبر نیز سخت است و به دلیل کمبود سوخت برای خاکستر کردن مردگان، خاکسپاری آسمانی یکی از کاربردی‌ترین راه‌ها برای رهایی از اجساد بوده‌است. در گذشته، خاکستر کردن مردگان تنها به لاماهای بلندمرتبه و اشخاص بزرگ تعلق داشته‌است. امروزه به خاطر سختی‌های خاک‌سپاری آسمانی و مدرن شدن جوامع شهری، خاک‌سپاری آسمانی بیشتر به دست مردمان سطوح پایین جامعه انجام می‌شود.

💡 کشاورزان با دقت بسیار زیاد، شروع به خاک کندن زمین کردند تا بتوانند ریشه‌های گیاهان قدیمی را برای کاشت محصولات جدید از بین ببرند.

💡 کارگران ساختمانی با استفاده از بیل و کلنگ، به خاک کندن زمین برای زیرسازی پی ساختمان‌های بلندمرتبه در این منطقه شروع کرده‌اند.

💡 او ساعت‌ها زیر نور خورشید مشغول خاک کندن باغچه بود تا بتواند گل‌های زیبایی که خریداری کرده بود را در آن بکارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران