تیز یاب

لغت نامه دهخدا

تیزیاب. [ تیزْ ] ( نف مرکب ) که بسرعت درک کند. سریعالانتقال. اوذعی. المعی. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ):
ناوک وهم بر نشانه غیب
خاطر تیزیاب من رانده ست.خاقانی ( یادداشت ایضاً ). || که زود دریابد چیزی را. که زود بچیزی برسد و آن را بگیرد:
ایام سست رأی و قدر بخت گیر شد
اوهام کندپای و قضا تیزیاب شد.خاقانی ( دیوان چ سجادی ص 156 ).رجوع به تیز و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

که بسرعت درک کند سریع الانتقال

جمله سازی با تیز یاب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به تحقیق ز ایشان چو یابی خبر فرستان به ما قاصد تیز پر

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز