لغت نامه دهخدا
بلبل مزاج. [ ب ُ ب ُ م ِ ] ( ص مرکب ) مانند بلبل. بلبل طبع. بلبل حالت. ( فرهنگ فارسی معین ). با طبعی. آشفته. با طبعی متغیر.که بر چیزی قرار ندارد. و رجوع به بلبل مزاجی شود.
بلبل مزاج. [ ب ُ ب ُ م ِ ] ( ص مرکب ) مانند بلبل. بلبل طبع. بلبل حالت. ( فرهنگ فارسی معین ). با طبعی. آشفته. با طبعی متغیر.که بر چیزی قرار ندارد. و رجوع به بلبل مزاجی شود.
( صفت ) مانند بلبل بودن بلبل طبع بلبل حالت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر شاخ مزاج بلبل جانت تا چند نوای غم سراید