اشک شیرین

لغت نامه دهخدا

اشک شیرین. [ اَ ک ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) اشکی که از غایت فرح و از گریه شادی بریزد:
شد میسر بعد نومیدی وصال آن صنم
اشک شیرین شد از آن پس گریه خوناب ما.ابوالمعانی ( از فرهنگ ضیاء ).گریه شادی. ( مؤیدالفضلا ). کنایه از گریه شادی باشد. ( برهان ). و رجوع به اشک شادی و اشک طرب و اشک شکرین و اشک شکری در آنندراج و فرهنگ شعوری ج 1 ص 120 شود.

فرهنگ فارسی

اشکی که از غایت فرح و از گریه شادی بریزد.

جمله سازی با اشک شیرین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به کار آن سیه شیرین فرو ماند به رخ از پرده دل اشک خون راند

تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز