ازد اب

لغت نامه دهخدا

( ازدآب ) ازدآب. [ اِ دِ ] ( ع مص ) برداشتن.( زوزنی ). چیزی چون مشک یا باری معتدل برداشته شتافتن. بار بر حسب طاقت خود برداشته شتافتن: اِزْدَاءَب َالقربة؛ برداشت مشک را و شتافت. ( از منتهی الارب ).
ازداب. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ زِدْب.

فرهنگ فارسی

( ازد آب ) برداشتن

جمله سازی با ازد اب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پس از بين رفتن حكومت ملوک هوت و تنازل از قلعه، اين قلعه توسط كنفدراسيون ازد مكران ( رند دگارانی بليدئی بوسعيدی ) و در هر مقطع از زمان يک نفر از اين كنفدراسيون قبيله ای انتخاب ميشد که به ترتیب زیر می باشند:

تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز