لغت نامه دهخدا
رویین سم. [ س ُ ] ( ص مرکب ) رویینه سم. که سم چون روی دارد محکم و سخت. || ( اِ مرکب ) اسب. ( مجموعه مترادفات ص 37 ). رجوع به رویینه سم و اسب شود.
رویین سم. [ س ُ ] ( ص مرکب ) رویینه سم. که سم چون روی دارد محکم و سخت. || ( اِ مرکب ) اسب. ( مجموعه مترادفات ص 37 ). رجوع به رویینه سم و اسب شود.
رویینه سم که سم چون روی دارد محکم و سخت. یا اسب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آهو سرین ضرغام بر کیوان منش خورشید فر خارا دل و سندان جگر رویین سم و آهن عصب