رعیت پرور
مترادفها
مردمپرور، مردمدوست
لغت نامه دهخدا
رعیت پرور. [ رَ عی ی َ پ َرْ وَ ] ( نف مرکب ) رعیت پرورنده. که رعایت حال رعیت کند. پادشاهی که به آسایش و رفاه ملت علاقه مند باشد. رعیت نواز. ( از یادداشت مؤلف ). رجوع به رعیت و رعیت پروری شود.
- سلطان رعیت پرور؛ پادشاهی که عموم مردمان مملکت خود را تربیت می کند. ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با رعیت پرور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سپاهش چون رعیت پرور آمد گدایان را امیر معتبر کرد
💡 غرور و غمزه و ناز و تغافل گشت چون غالب رعیت پروری عاشق نوازی برنمیدارد
💡 به نام ایزد چنان دانستی ای شاه ره و رسم رعیت پروری را