لغت نامه دهخدا
ملت پروری. [ م ِل ْ ل َ پَرْ وَ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی ملت پرور. در اندیشه رفاه و سعادت ملت بودن. و رجوع به ملت پرور شود.
ملت پروری. [ م ِل ْ ل َ پَرْ وَ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی ملت پرور. در اندیشه رفاه و سعادت ملت بودن. و رجوع به ملت پرور شود.
حالت و چگونگی ملت پرور. در اندیشه رفاه و سعادت ملت بودن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دوبیتی زیر از محمدرضا گودرزی پروری میباشد که به زبان طبری و لهجهٔ ییلاقی[یادداشت ۱۷] که لهجهٔ جاری در پرور نیز بودهاست سروده شدهاست:
💡 تا اهل روزگار بدانند رتبتم در بنده پروری که شه دادگر کند
💡 چو مر بندهای را همی پروری به هیبت بر آرش کز او برخوری
💡 چرخ چو دین پناهیت، دیده وداد خواهیت؛ کرده بعهد شاهیت، توبه ز سفله پروری
💡 طایفه پروری از گروههای مازندرانی زبان و دارای ساختار ایلی و عشیرهای و دامداری بر پاییه کوچاند.
💡 ای هوا بر دل نشانده چیست از لابرالاه حصه ی تو هان بده انصاف، گر دین پروری