ستاه

لغت نامه دهخدا

ستاه. [ س ِ ] ( اِ ) مخفف ستاره باشد که بعربی کوکب گویند. ( آنندراج ). مؤلف جهانگیری لفظ مذکور را مخفف ستاره هم ضبط کرده و این شعر ابوالفرج رونی را هم شاهد آورده:
گشاده چشم بدیدار او زمین و زمان
نهاده گوش بگفتار او سپهر و ستاه.
لیکن در نسخه چ تهران دیوان ابوالفرج بجای ستاه «سپاه » نوشته و در تصحیح بجای سپهر و ستاه «سپید و سیاه » را صحیح دانسته، پس ستاه مخفف ستاره لفظی نیست. ( فرهنگ نظام از حاشیه برهان قاطع چ معین ). || نقره. || سیم قلب و ناسره. || نام پرده ای از موسیقی. ( برهان ) ( آنندراج ). || سه تار. ( شرفنامه ). || سه عدد. ( شرفنامه ).

فرهنگ فارسی

پرده ایست از موسیقی.
مخفف ستاره باشد که به عربی کوکب گویند. یا نقره. یا سه تار.

جمله سازی با ستاه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نه لاله برگی و هستی برنگ لالۀ سرخ نه شاخ سروی و هستی بقد چو سرو ستاه

💡 این کتاب در اسفند ۱۳۹۵ در دو جلد توسط مؤسسهٔ سرو ستاه به انتشار رسید، جلد اول مشتمل بر ۱۸ دفتر است که به ارتباط موسیقی (ردیف) با دیگر هنرها نظیر معماری، خطاطی و شعر می‌پردازد، جلد دوّم نیز با کمی تغیر به ادامهٔ مبحث موسیقی (ردیف) می‌پردازد.[۲]

💡 من نیز خواستم که صفات تو بشمرم تا نشمرد ستاه شمر ماه و آفتاب

💡 از میخ و نعل و سم زده هر یک گه خرام صد طعنه بر ستاه و بر مه بر آفتاب

تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز