تعلیم فرما
مترادفها
آموزش دادن، تعلیم دادن، تدریس کردن
متضادها
نادان کردن
لغت نامه دهخدا
تعلیم فرما. [ ت َ ف َ ] ( نف مرکب ) تعلیم گر. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). معلم و آموزگار. ( آنندراج ). استاد و معلم. ( ناظم الاطباء ):
بشوخی پای او بوسیدن و قالب تهی کردن
کدامین بی ادب تعلیم فرما شد رکابش را.میان ناصرعلی ( از آنندراج ).و رجوع به تعلیم و تعلیم گر شود.
فرهنگ فارسی
تعلیم گر معلم و آموزگار
جمله سازی با تعلیم فرما
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این دعا گر خشم افزاید تو را تو دعا تعلیم فرما مهترا
💡 ای معلم بزرگ، خواهشمندم با صبر و حوصله، دانش و خرد خود را به شاگردان منتقل کن و اصول اخلاق نیکو را به آنان تعلیم فرما.
💡 در متون کهن، بسیاری از شخصیتهای حکیم از خداوند میخواستند که آموزههای معنوی و حقایق هستی را به قلبهای پویندگان حقیقت، به طور مستقیم تعلیم فرمایند.
💡 بزرگترهای خانواده باید با رفتار و کردار خود، ارزشهای اصیل انسانی و آداب معاشرت را به نسلهای جوان تعلیم فرمایند تا فرهنگ خود را حفظ کنند.