درس کردن

لغت نامه دهخدا

درس کردن. [ دَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) درس خواندن. فراگرفتن. یاد گرفتن. آموختن. تتلمذ. تعلم. خواندن:
پندحجت را بخوان و درس کن زیرا که هست
چون قران از محکمی وز نیکوی و موجزی.ناصرخسرو.بغرض دوستی مکن که خواص
درس «و التین »بی شره نکنند.خاقانی.«یکنزون الذهب » نکردی درس
«یوم یحمی » نخواندی از تفسیر.خاقانی.نشگفت گر از فردوس ادریس فرود آید
تا درس کند پیشت اخبار جهانداری.خاقانی.حرث؛ درس کردن قرآن. مدارسة؛ با کسی درس کردن.( دهار ).

فرهنگ فارسی

درس خواندن فرا گرفتن یاد گرفتن

جمله سازی با درس کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و حسن بصری می گوید، «کسانی که پیش از شما بودند، قرآن را نامه ای دانستند از حق تعالی بدیشان رسیده است به شب تامل کردندی و روز بدان کار کردندی و شما درس کردن وی را عمل ساخته اید حرف و اعراب وی درست می کنید و فرمانهای وی را آسان همی گیرید».

نام یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز