تعلیم گر

مترادف‌ها

معلم، آموزگار، مدرس

متضادها

شاگرد، متعلم، دانش‌آموخته

لغت نامه دهخدا

تعلیم گر. [ ت َ گ َ ] ( ص مرکب ) تعلیم فرما:
مرا خضر تعلیم گر بود دوش
به رازی که آمد پذیرای گوش.نظامی ( از آنندراج ).تعلیم گر تو شد که اینجای
آتشکده ایست دودپیمای.نظامی.و رجوع به تعلیم و تعلیم فرما و دیگر ترکیبهای تعلیم شود.

فرهنگ فارسی

تعلیم فرما

جمله سازی با تعلیم گر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 پیر گفتا منت دهم تعلیم گر نگیرد طبیعت تو ملال

💡 یک تعلیم‌گر با تجربه، نه تنها دانش فنی را منتقل می‌کند، بلکه به رشد شخصیت و تقویت مهارت‌های اجتماعی دانش‌آموزان نیز کمک شایانی می‌نماید.

💡 در دنیای مدرن امروز، نقش تعلیم‌گر از یک انتقال‌دهنده ساده اطلاعات به یک تسهیل‌گر فرآیند یادگیری و تفکر انتقادی تغییر یافته است.

💡 برای تبدیل شدن به یک تعلیم‌گر موفق، فرد باید همواره در حال یادگیری باشد و با روش‌های نوین آموزشی خود را به‌روز نگه دارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران