خرجی پز. [ خ َ پ َ ] ( نف مرکب ) مقابل خاصه پز. خاصه پز و خرجی پز دو اصطلاحند درنانوایی و خرجی پز آن است که نان عمومی می پزد در مقابل خاصه پز و آن نانوایی است که با اخذ آرد و مزد از کسی برای او نان می پزد در حالی که خرجی پز هم خود آردرا فراهم می کند و هم مزد معین نمی گیرد بلکه با حاضرکردن نان آنرا بصورت عدد یا وزن بدیگران می فروشد.
مقابل خاصه پز خاصه پز و خرجی پز دو اصطلاحند در نانوایی و خرجی پز آنست که نان عمومی می پزد در مقابل خاصه پز و آن نانوایی است که با اخذ آرد و مزد از کسی برای او نان می پزد در حالی که خرجی پز هم خود آرد را فراهم می کند و هم مزد معین نمی گیرد بلکه با حاضر کردن نان آنرا بصورت عدد یا وزن بدیگران می فروشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نقدی که از شکوفه چمن جمع کرده بود یکسر به هرزه خرجی باد بهار رفت
💡 پر از خونست دل هر چند چشمم هرزه خرجی کرد غمی از باد دستیهای نیسان نیست دریا را
💡 احمد سمیعی در کتاب برکشیده به ناسزا سدر این مورد می گوید «"سید حسن مدرس" نماینده ۵ دوره مجلس شورای ملی از دوره ۲ تا ۶ را به "خواف" تبعید کرده بودند و چون اداره شهربانی از دادن خرجی به او امتناع مینمود، وی در نهایت سختی به سر میبرد. حتی اکثراً روزه بود. بنا به اقرار "پاسیار منصور وقار" طبق دستور کتبی مختاری به "یاور جهانسوزی" وی به قتل رسید و مدرس را هنگام نماز با عمامه خویش خفه کردند.»
💡 هزینه زندگی طلاب در این دوره از درآمدهای شخصی، کمکهای بازرگانان و اعیان شهرها و کمک خرجی از جانب حائری تأمین میشد.
💡 از هر تر و خشک و دخل و خرجی که بود خرجم همه اشک و دخل آتش دیدم
💡 منعم بیا جهان را قسمت کنیم باهم خرجی زمال از ما، دخلش تمام از تو