لغت نامه دهخدا
روسان. ( اِخ ) دهی بوده است از ناحیه النجان اصفهان، در ترجمه محاسن اصفهان است که بهرام گور از دیه روسان بود از ناحیت النجان و در قلعه ای که محاذی روسان و آزادوار بود. ( از ترجمه محاسن اصفهان ص 67 ).
روسان. ( اِخ ) دهی بوده است از ناحیه النجان اصفهان، در ترجمه محاسن اصفهان است که بهرام گور از دیه روسان بود از ناحیت النجان و در قلعه ای که محاذی روسان و آزادوار بود. ( از ترجمه محاسن اصفهان ص 67 ).
دهی بوده است از ناحیه النجان اصفهان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سر رشته به روسان داده یک بار گسسته جملگی را پود هم تار
💡 سپردم به روسان بیدادگر که این گنج را بسته دارید سر
💡 اگر با سرونشان نباشد سرشت چه ایشان به صورت چه روسان زشت
💡 چو روسان سختی کش سخت مغز فریبی شنیدند از اینگونه نغز
💡 بودم و بودیم در مقابل روسان همچویکی آهنین حصار علی جان
💡 چنین تا ز روسان گردن گرای درآورد هفتاد تن را ز پای