رخت و بخت
مترادفها
اقبال، خوشبختی، سرنوشت، جامه، لباس
لغت نامه دهخدا
رخت و بخت. [ رَ ت ُ ب َ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) رخت و پخت. پوشاک. کالا واثاث زندگی از پوشیدنی. و رجوع به رخت و پخت شود.
فرهنگ فارسی
یا رخت و پخت پوشاک
جمله سازی با رخت و بخت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای خنک آنکه باشد او بیدار بر سر رخت و بخت دین هشیار
💡 پیش جام ما است، رهن جاودان رخت و بخت کی تخت و تاج جم
💡 277- يعنى: اين جانور انسانما را نمى توان انسان ناميد جز به جامه و عمامه وشكل ظاهر او. در رخت و بخت و دارايى و تمام هستى او جستجو كن كه همه را حرام خواهى يافت جز ريختن خونش را كه حلال است.
💡 هر چه دهد عاشق از رخت و بخت عاقبت آن جمله بدو میرسد
💡 دولتت پاینده بادا تا ابد کز جود تست هر چه میبینی ز رخت و بخت و خان و مان مرا
💡 تا بیابی بوی یوسف بایدت یعقوبوار رخت و بخت و عقل و جان در بیت احزان داشتن