لغت نامه دهخدا
دهان شیر. [ دَ ن ِ ] ( اِخ ) به نوشته صاحب تاریخ سیستان نام چاه یا سوراخی که آب همه رودهای اطراف سیستان چون هیرمند و رخدرود و خاش رود بدان فرو می رفته است و آن از عجایب بوده است. ( از تاریخ سیستان ص 16 - 15 ).
دهان شیر. [ دَ ن ِ ] ( اِخ ) به نوشته صاحب تاریخ سیستان نام چاه یا سوراخی که آب همه رودهای اطراف سیستان چون هیرمند و رخدرود و خاش رود بدان فرو می رفته است و آن از عجایب بوده است. ( از تاریخ سیستان ص 16 - 15 ).
به نوشته صاحب تاریخ سیستان نام چاه یا سوراخی که آب همه رودهای اطراف سیستان چون هیرمند ور خدرود و خاش رود بدان فرو می رفته است و آن از عجایب بوده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خواستم کز شهد لبهایش دهان شیرین کنم تلخکام از مژه چون نیش زنبورم نمود
💡 مرد زیرک کجا دلیر خورد طعمهای کز دهان شیر خورد
💡 تنگنای چرخ صائب نیست مأوای حضور در دهان شیر و کام مار چون خوابد کسی؟
💡 گه دهان شیر باشد جای من گاه کژدم سر نهد در پای من
💡 تو این دم در دهان شیر اسیری چه دانی زانک این دم شیرگیری
💡 گرم شیرینیای ندهی ز جامت دهان شیرین همیدارم به نامت