توبگ

لغت نامه دهخدا

توبگ. [ ب َ ] ( اِ )گنجینه را گویند و در ادات الفضلا بجای با، تای فوقانی و در شرفنامه به نون آورده. ( فرهنگ جهانگیری ) ( از انجمن آرا ) ( از آنندراج ). گنجینه و در آداب، بجای با، تای قرشت و در شرفنامه نون آورده و گمان راقم آن است که پوتک باشد به بای فارسی در اول و تای قرشت پیش از کاف تازی مرادف پوته مرقوم. ( فرهنگ رشیدی ). و ظن آنست که پوتک باشد و بای پارسی در اول و تای مفتوح. و آن زری را گویند که در قدیم رایج بوده است. عماره مروزی گفته... و این نیز پوتکی باید به تقدیم پاء بر تاء، رشیدی چنین دانسته، در برهان نیز به این معنی بر وزن توپچی بمعنی درمی گفته معلوم می شود که توبک تصحیف شده. ( انجمن آرا )( آنندراج ). گنجینه و مخزن و تپنگو و صندوق محکم و مضبوط و جایی که طعام را در آن ضبط کنند و نگه دارند.رجوع به توبک و توبکی و توتکی و توتک و تونک شود.

جمله سازی با توبگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دولت موقت بوتان تا قبل از انتخاب نخست وزیر جدید این کشور را سونام توبگی سرپرستی می‌کرد که ریاست قوه قضائیه کشور بوتان را بر عهده دارد.

فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز