تلخ گفتار

لغت نامه دهخدا

تلخ گفتار. [ ت َ گ ُ ] ( ص مرکب ) کسی که سخنان وی درشت و تلخ باشد. ( ناظم الاطباء ). تلخ سخن:
ز شورش کردن آن تلخ گفتار
ترشرویی نکردم هیچ در کار.نظامی.چو مرد ترشروی تلخ گفتار
دم شیرین ز شیرین دید در کار.نظامی.معلم کتابی را دیدم در دیار مغرب ترشروی و بدخوی و تلخ گفتار. ( گلستان ).

فرهنگ فارسی

کسی که سخنان وی درشت و تلخ باشد.

جمله سازی با تلخ گفتار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 امرد آن گه که خوب و شیرین است تلخ گفتار و تندخوی بود

💡 همی خواهش او همه خوار داشت زبانی پر از تلخ گفتار داشت

💡 هنوزت به دشنام من پیش خوبان لب تلخ گفتار گویاست گویی

💡 کم از کژدم نباشد، اختلاط تلخ گفتاران گزیدن چون زبان عادت نماید، بیش می گردد

💡 کم از کژدم نباشد اختلاط تلخ گفتاران ز بس نیش زبان خورد از خسان، رنجور شد گوشم

اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز