لغت نامه دهخدا
چس و پس. [ چ ُ س ُ پ ُ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) چانه بیجا زدن. ( آنندراج ).
چس و پس. [ چ ُ س ُ پ ِ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) اسباب خرده ریز ناقابل. ( فرهنگ نظام ). چس و فس. خرت و پرت. رجوع به چس و فس شود.
چس و پس. [ چ ُ س ُ پ ُ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) چانه بیجا زدن. ( آنندراج ).
چس و پس. [ چ ُ س ُ پ ِ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) اسباب خرده ریز ناقابل. ( فرهنگ نظام ). چس و فس. خرت و پرت. رجوع به چس و فس شود.
اسباب خرده ریزه ناقابل خرت و پرت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در جنگ جهانی اول و دوم به تصرف قوای بیگانه درآمد و پس از پایان جنگ تخلیه شد.
💡 دوش گفتی که دهم بوسه و پس می گویی که لبم ریش شود، این چه جواب است امروز؟
💡 نماز اين مرد خارجى - كه شيخين را به شگفتى آورد - روزاوّل در مسجد بود و پس از آن دستور قتل وى صادر شد.
💡 پسر خواجه شرعست و پس از صاحب شرع خواجه ای نیست بعالم که ورا نیست غلام
💡 به چشم تو که ز تو نیست چین ابرو خوش بخند و پس به عنایت امان دهم ز عنا
💡 و پس از آن اظهار داشت: خداوندا، آن ها را از من بازگير، كه مرا نيازى به آن ها نيست.(18)