بر دل خوردن

لغت نامه دهخدا

بر دل خوردن. [ ب َ دِ خوَر / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از بی دماغ کردن و رنجانیدن است. ( آنندراج ). بر دماغ خوردن. ( مجموعه مترادفات ) ( آنندراج ). برطبع خوردن. ( آنندراج ). بدخو کردن. || بی صبر و حوصله ساختن. ( ناظم الاطباء ):
هر دلی را با خدا راهی است بر دلها مخور
گر خدا را دوست میداری دل آزاری مکن.تأثیر ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

کنایه از بیدماغ کردن و رنجانیدن است بر دماغ خوردن.

جمله سازی با بر دل خوردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و به خاطر پيمان شكنى، و كفر آنان به آيات خدا و كشتن پيامبران به ناحقّ، و گفتن اين سخن كه بر دلهاى ما پرده افتاده است (آنان را عقوبت كرديم ) بلكه خداوند بر دل هاى آنان به خاطر كفرشان مهر زد و جز اندكى، ايمان نمى آورند.

💡 دشمنان بر دل ز تو ده جای نشتر خورده اند دوستان از خلق تو صد دسته نستر بسته اند

💡 اين كلام آتش بر دل من زد و انقلابى درونى در وجود من پديد آورد به گونه اى كهمتحيّر و سرگردان شدم و به دنبال حقيقت گشتم، و پس از آن توفيق راه يابى به محضرپرفيض مرحوم قاضى نصيبم شد.))(54)

💡 وان‌ که بر دل کرد مهر تو فرامش از حسد تا قیامت شد به زندان فراموشان اسیر

💡 خواجه و شهادت ابواسحق  باز در كتاب تجارب السلف ص 277 در ذيل حالات خواجه نظام الملك حسن الطوسىمينويسد: وقتى بر دل خواجه گذشت كه ورقه اى نويسد در كيفيت زندگانى او بابندگان خداى تعالى، و همه علماء و بزرگان دين گواهى خود بر آن نويسند، و آنورقه با او در خاك نهند.

💡 نمی دانم چسان در آن یک مژگان بهم سودن نگاهت بر دل غمدیده خالی کرد ترکش را

تیزی یعنی چه؟
تیزی یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز