لغت نامه دهخدا
ام صبور. [ اُم ْ م ِ ص َب ْ بو ] ( ع اِ مرکب ) زمین سنگناک سوخته. || بلا. || جنگ سخت. || کار سخت. گویند: وقع فلان فی ام صبور؛ یعنی در کار شدیدی واقع شد. ( از منتهی الارب ). و رجوع به ام صبار شود.
ام صبور. [ اُم ْ م ِ ص َب ْ بو ] ( ع اِ مرکب ) زمین سنگناک سوخته. || بلا. || جنگ سخت. || کار سخت. گویند: وقع فلان فی ام صبور؛ یعنی در کار شدیدی واقع شد. ( از منتهی الارب ). و رجوع به ام صبار شود.
زمین سنگناک سوخته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 می بینم از تطاول سیمین تنان شهر پیراهن صبوری ما را قبا کنند
💡 (عموزادگان من ! اهل بيت من ! (در مقابل مرگ )، صبور و شكيبا باشيد كه پس از اين جنگ وبعد از شهادت، روى خوارى نخواهيد ديد ).
💡 گر تو را با ما تعلق نیست ما را شوق هست ور تو را بیما صبوری هست ما را تاب نیست
💡 چندان که پند می دهمش تا شود صبور البتّه ناشکیب موافق نمی شود
💡 صبر یعنی مهار کردن احساسات. هفت نوع احساس وجود دارد: شادی، خشم، اضطراب، عشق، اندوه، ترس و نفرت. اگر فردی تسلیم این احساسات نشد، میتواند صبور باشد.
💡 من قویترین انسان نیستم اما صبوری را مدتهاست شناختهام و تمرین کردهام و اگر نسلهای بعد تمایل داشته باشند مانند من زندگی کنند، باید صبر کردن را فرابگیرند.