تواق
مترادفها
مشتاق، تشنه، طالب
لغت نامه دهخدا
تواق. [ ت َوْ وا ] ( ع ص ) نعت است از توق بمعنی آرزومند کسی شدن، شدد للمبالغة، قال ( ع ): المرء تواق الی ما لم ینل. ( منتهی الارب ). سخت آرزومند. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ) ( آنندراج ). بسیار آرزومند. ( ناظم الاطباء ). مشتاق. ( اقرب الموارد ).
جمله سازی با تواق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اعم از ۱۳۹،000 colones کوستا تواق ($ ۲۷۸) در هر ماه برای کارکنان غیر ماهر به ۵۱۴،000 colones برای فارغ التحصیلان دانشگاهها، تنظیم دو سال توسط شورای ملی دستمزد [۷]