لغت نامه دهخدا
تفوز. [ ت َ ] ( اِ ) بمعنی تفور است که گل باشد. ( برهان ). همان تفور است... ( شرفنامه منیری ). تفور و گل و طین و سفال. ( ناظم الاطباء ). رجوع به ماده قبل شود.
تفوز. [ ت َ ] ( اِ ) بمعنی تفور است که گل باشد. ( برهان ). همان تفور است... ( شرفنامه منیری ). تفور و گل و طین و سفال. ( ناظم الاطباء ). رجوع به ماده قبل شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از فنجان تاکنون دو مجموعه شعر به چاپ رسیدهاست با نامهای: «کیف تفوز بوردة؟» (چگونه برندهٔ یک گل شوی؟) و «أفکر مثل شجرة» (چون یک درخت میاندیشم). همچنین رمانی تحت عنوان «رؤیاساز» و مجموعه شعری به نام «ترانهای برای بهخاکمالیدن جهان» نیز از او در دست انتشار است.