قلار

لغت نامه دهخدا

قلار. [ ق ِل ْ لا ] ( ع اِ ) انجیر سپید است که چون خشک شود زرد صافی گردد گویا که مدهون است، و هرگاه ذخیره کنند توبرتو نشیند و گاهی بر وی آب انگور ریزند و دهن سبوی را گل اندود کنند و دو سه سال بگذارند، سپس آن دُهْنش به شاخ آهو و مانند آن بگشایند و به کار برند. ( منتهی الارب ). قسمی از انجیر سفید است که هرگاه خشک شود زرد گردد، و آن از طبار و جمیز درشت تر است. ( اقرب الموارد ). رجوع به قلاری شود.

جمله سازی با قلار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شهر دهاقان از نظر موقعیت جغرافیایی بین چند کوه قرار دارد. کوه قلاری در جنوب، کوه برآفتاب در غرب و کوه دزجا در مرکز و شمال شهر دارای جلگه‌ای کم‌وسعت با شیب ملایمی از طرف جنوب به سمت شمال و از غرب به شرق است. بعد از انقلاب اسلامی بر اثر نوسازی و رشد دهاقان در امور عمرانی و شهرسازی، می‌توان شهر را به دو منطقه تقریباً مجزای جنوبی و شمالی تقسیم کرد که هر کدام دارای خصوصیاتی است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران