عنم

لغت نامه دهخدا

عنم. [ ع َ ] ( ع اِ ) گلنار را گویند، و معرب آن جلنار است، و آن گل درخت نوعی از انار باشد، و آن درخت بغیر از گل، میوه و ثمری دیگر ندارد. و سرد و خشک است در اول و دوم، خون شکم را ببندد. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). به لغت دیلم و تنکابن داراوش نامند و از شاخه های درختها میرویَد و غیر شبومه است. برگش سبز باطراوت و انبوه و کوچکتر از برگ بادام و گلش سرخ و خوش منظر، در دوم سرد و خشک، و مقوی معده و حابس اسهال وسیلانات و نزف الدم و حیض است شرباً و ضماداً و حمولاً. و خاییدن برگ او مقوی دندان و لثه، و ضماد و ذرور او جهت جراحات تازه نافع است. ( تحفه حکیم مؤمن ).
عنم. [ ع َ ن َ ] ( ع اِ ) درختی است حجازی که بارش سرخ باشد و بدان انگشتان خضاب کرده را تشبیه دهند، و یا آن از شاخه های خرنوب شامی است. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || رشته مانندی است که بدان انگور بر وادیج برآید. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). نخهایی است که انگور بوسیله آن از چوب بست آویخته گردد. ( از اقرب الموارد ). || خار درخت طلح. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || نوعی از کربسه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || نوعی از وزغ. ( از اقرب الموارد ). یکی ِ آن عنمة. ( ازمنتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || ( اِخ )نام مردی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

درختی است حجازی که بارش سرخ باشد و بدان انگشتان خضاب کرده را تشبیه دهند و یا آن از شاخه های خرنوب شامی است رشته مانندی است که بدان انگور بروادیج بر آید

جمله سازی با عنم

💡 گر زنده نشد عنم به ریشت گر شد عن تو به ریش بنده

💡 راغب در مفردات گويد: عنم (بر وزن قفل ) دراصل دست يافتن به گوسفند است، سپس در هرچيز كه به دست آمد به كار رود خواه ازدشمن باشد يا غير آن، اقرب الموارد گويد: غنيمت آن است كه از محاربين در جنگ گرفتهشود و هر شى ء به دست آمده را نيز گويند. طبرسى در معنى آيه فرموده: در عرف لغتبه هر فايده غنم و غنيمت اطلاق ميشود، در المنارذيل آيه گفته است: غنيمت در لغت چيزى است كه بى مشقت به دست انسان بيايد چنان كه درقاموس گفته است.

نقض یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
یوخ یعنی چه؟
یوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز